غزل شمارهٔ ۳۶۳

ز سودای رخ و زلفش، غمی دارم شبانروزی
مرا صبح وصال او، نمی‌گردد شبی روزی
نسیم صبح پیغامی به خورشیدی رسان از ما
که با یاد جمال او، شب ما می‌کند روزی
بجز از سایه سروش، مبادم هیچ سرسبزی!
بجز بر خاتم لعلش، مبادم هیچ فیروزی
ز مجلس شمع را ساقی، ببر در گوشه‌ای بنشان
که امشب ماه خواهد کرد، ما را مجلس افروزی
بسوز و گریه چون شمع ار نخواهی گشت در هجران
به یکدم می‌توان کشتن، مرا چندین چه می‌سوزی؟
اگر زخمی زنی بر من، چنانم بر دل آید خوش
که بر گل در سحرگاهان، نسیم باد نوروزی
قبای عمر کوتاهست، بر بالای امیدم
مگر باز آیی و وصلی، شبی بر دامنم دوزی
چه خواهی کرد ای سلمان، به هجران صرف شد عمرت
مگر وصلش بدست آری، وزان عمری تو اندوزی
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۳۶۳

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات هجران، او،، روزی، مرا، شبی، نسیم، صبح، مبادم، شمع، مجلس می باشند. سلمان ساوجی از کلمه هجران ۲ بار ، او، ۲ بار ، روزی ۲ بار ، مرا ۲ بار ، شبی ۲ بار ، نسیم ۲ بار ، صبح ۲ بار ، مبادم ۲ بار ، شمع ۲ بار ، مجلس ۲ بار در غزل شمارهٔ ۳۶۳ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
هجران 2
او، 2
روزی 2
مرا 2
شبی 2
نسیم 2
صبح 2
مبادم 2
شمع 2
مجلس 2