غزل شمارهٔ ۴۹۲۸

نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش
تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبل
که بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش
خدا از وعده دور و دراز او نگه دارد!
که دارد وعده بافردای محشر وعده زودش
جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارم
که تارش رشته جان است و جسم ناتوان پودش
سپند شوخ چشمی نذر آتش کرده ام صائب
که خواهد چشم مجمرروشنایی یافت ازدودش
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۴۹۲۸

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات وعده، آتش، گل، نمی، آلودش می باشند. صائب تبریزی از کلمه وعده ۳ بار ، آتش ۲ بار ، گل ۲ بار ، نمی ۲ بار ، آلودش ۲ بار در غزل شمارهٔ ۴۹۲۸ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
وعده 3
آتش 2
گل 2
نمی 2
آلودش 2