غزل شمارهٔ ۳۰۰۸

برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد
که دل خوردن مرا از زندگانی سیر می سازد
زآهو تا جدا شد نافه چون دستار شد مویش
غریبی در جوانی آدمی را پیر می سازد
مرا بس در میان دور گردان این سرافرازی
که مکتوب مرا جانان نشان تیر می سازد
خموشی خوب می گوید جواب هرزه گویان را
نسیم بی ادب را غنچه تصویر می سازد
خرد شهری است از وحشی نژادان می کند وحشت
بیابانی است سودا با پلنگ و شیر می سازد
گل تدبیرهای بی ثمر باشد پشیمانی
نگیرد لب به دندان هر که با تقدیر می سازد
هم آوازی چو باشد نعره واری نیست تا منزل
من دیوانه را همراهی زنجیر می سازد
چنین گر فکر زلفش می دواند ریشه در جانم
رگ سودا سرم را خامه تصویر می سازد
زبس دلها نیامیزد به هم صائب عجب دارم
که چون در روزگار ما شکر با شیر می سازد؟
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۳۰۰۸

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات سازد، مرا، تصویر، سودا، شیر می باشند. صائب تبریزی از کلمه سازد ۹ بار ، مرا ۳ بار ، تصویر ۲ بار ، سودا ۲ بار ، شیر ۲ بار در غزل شمارهٔ ۳۰۰۸ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
سازد 9
مرا 3
تصویر 2
سودا 2
شیر 2