غزل شمارهٔ ۲۱۱۰

در چشم غلط بین نبود وضع جهان راست
چون جوی بود کج، نرود آب روان راست
شد بیخبری خضر ره کوی خرابات
آمد به غلط تیر کج ما به نشان راست
در طینت پیران اثری نیست دوا را
از دست نوازش نشود پشت کمان راست
از سختی ره راهرو عشق ننالد
تا کعبه توان رفت به این سنگ نشان راست
بلبل دلی از رد به فریاد تهی کرد
ای وای ز دردی که نیاید به زبان راست
چون تیر ز روشن گهران گرد برآورد
تا با که شود این فلک سخت کمان راست
چون شمع اگر قطره اشکی نفشانی
مگذر ز سر خاک من ای سر روان راست
در سوختگان نشو و نماهاست شرر را
ای زهره جبین مگذر ازین لاله ستان راست
شایسته لنگر نبود حلقه گرداب
در زیر فلک صبح نفس کرد چسان راست؟
صائب شود آفاق معطر ز شمیمش
چون غنچه کسی را که بود دل به زبان راست
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۲۱۱۰

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات راست، فلک، کمان، غلط، روان، مگذر، سر، نشان، تیر، ره می باشند. صائب تبریزی از کلمه راست ۱۰ بار ، فلک ۲ بار ، کمان ۲ بار ، غلط ۲ بار ، روان ۲ بار ، مگذر ۲ بار ، سر ۲ بار ، نشان ۲ بار ، تیر ۲ بار ، ره ۲ بار در غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
راست 10
فلک 2
کمان 2
غلط 2
روان 2
مگذر 2
سر 2
نشان 2
تیر 2
ره 2
زبان 2