جوانی خار کن بر خار می‌خفت
کسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت
مرا تا خار دامن گیر گشتست
گل اندر خاطرم کمتر گذشتست
ز خاری هر که او پیوند بیند
همان بهتر که: گل دیگر نچیند
به تنهایی مرا خاری تمامست
وصال گل به انبازی حرامست
درین بستان گل رنگین چه جویی؟
که دارد حسن او داغ دو رویی
اگر خاری کند وقت ترا خوش
بر افشان دامن گل را به آتش
ز گل رویان تر دامن چه جویی؟
که بر هرکس بخندد از دو رویی
بتان بی‌وفا خود را پرستند
دلیران این چنین بتها شکستند
بررسی آماری حکایت

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات گل، خاری، دامن، خار، رویی، جویی؟، مرا می باشند. اوحدی از کلمه گل ۷ بار ، خاری ۳ بار ، دامن ۳ بار ، خار ۳ بار ، رویی ۲ بار ، جویی؟ ۲ بار ، مرا ۲ بار در حکایت استفاده کرده است.

کلمه تکرار
گل 7
خاری 3
دامن 3
خار 3
رویی 2
جویی؟ 2
مرا 2