غزل شمارهٔ ۵

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
سر من بر آستان سر کوی یار بادا
دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد
به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا
چو رضای او در آنست که دردمند باشم
غم و درد او نصیب من دردخوار بادا
ز ملامت رقیبان نکند گذار بر من
که بت من از رقیبان به منش گذار بادا
سخن کنار پر خون که مراست هم بگویم
به میان لاغر او، که درین کنار بادا
چو باختیار کردم دل و جان فدای آن رخ
گر ازو کنم جدایی نه باختیار بادا
به من، ای صبا، نسیمی ز بهار دولت او
برسان، که سال و ماهت همه نو بهار بادا
چه کند مرا رقیبش همه سال دور از آن رخ؟
که چو من بدرد دوری همه ساله زار بادا
لب او چو باز پرسد دل عاشقان خود را
دل ریش اوحدی نیز در آن شمار بادا
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۵

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات بادا، دل، من،، نه، کنار، باختیار، غم، بهار، سر، سال می باشند. اوحدی از کلمه بادا ۱۰ بار ، دل ۴ بار ، من، ۲ بار ، نه ۲ بار ، کنار ۲ بار ، باختیار ۲ بار ، غم ۲ بار ، بهار ۲ بار ، سر ۲ بار ، سال ۲ بار در غزل شمارهٔ ۵ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
بادا 10
دل 4
من، 2
نه 2
کنار 2
باختیار 2
غم 2
بهار 2
سر 2
سال 2
رقیبان 2
گذار 2