غزل شمارهٔ ۲۲۲۵

مولوی / دیوان شمس / غزلیات

شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو
چشم گریانم ز گریه کند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو
بس بگفتم کو وصال و کو نجاح
برد این کو کو مرا در کوی تو
از لب اقبال و دولت بوسه یافت
این لبان خشک مدحت گوی تو
تیر غم را اسپری مانع نبود
جز زره‌هایی که دارد موی تو
آسمان جاهی که او شد فرش تو
شیرمردی کو شود آهوی تو
شاد بختی که غم تو قوت او است
پهلوانی کو فتد پهلوی تو
جست و جویی در دلم انداختی
تا ز جست و جو روم در جوی تو
خاک را هایی و هویی کی بدی
گر نبودی جذب‌های و هوی تو
آب دریا تا به کعب آید ورا
کو بیابد بوسه بر زانوی تو
بس که تا هر کس رود بر طبع خویش
جمله خلقان را نباشد خوی تو
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۲۲۲۵

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات کو، بس، یافت، غم، بوسه، جست می باشند. مولوی از کلمه کو ۷ بار ، بس ۲ بار ، یافت ۲ بار ، غم ۲ بار ، بوسه ۲ بار ، جست ۲ بار در غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
کو 7
بس 2
یافت 2
غم 2
بوسه 2
جست 2