غزل شمارهٔ ۵۵۶

به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
رقتی و تفرقه را سر به دل من دادی
ملک وصلی که حسد داشت بر او دشمن و دوست
یک سر از دوست گرفتی و به دشمن دادی
بر طرف باد گوارائی از آن نعمت وصل
که ز یک شهر گرفتی و به یک تن دادی
غیر من بوی می هر که درین بزم شنید
همه را گل به بغل نقل به دامن دادی
باد تاراج ز هر جا که برآمد تو تمام
سر به خاکستر این سوخته خرمن دادی
تیغ تقدیر که بد در کف صیاد اجل
تو گرفتی و به آن غمزه پر فن دادی
محتشم دیر نکردی به وی اظهار نیاز
نیک رفتی که مرا زود به گشتن دادی
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۵۵۶

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات دادی، گرفتی، سر، دوست، دشمن می باشند. محتشم کاشانی از کلمه دادی ۸ بار ، گرفتی ۳ بار ، سر ۳ بار ، دوست ۲ بار ، دشمن ۲ بار در غزل شمارهٔ ۵۵۶ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
دادی 8
گرفتی 3
سر 3
دوست 2
دشمن 2