غزل شمارهٔ ۱۷۷

بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
کاروان طرب و شادی از آن کم گذرد
لرزه‌ام بر رگ جان افتد و افتم درپات
باد اگر از سر آن طره پرخم گذرد
از خیالش خجلم بس که شب و روز مرا
در دل پر شرر و دیدهٔ پر نم گذرد
چون غجک دم به دم آید ز دلم نالهٔ زار
تیر عشق از رگ جان بس که دمادم گذرد
ملکی ماه زمین گشته که از پرتو او
هر شب از غرفهٔ مه نعرهٔ آدم گذرد
اگر از سوختن داغ کشد دست اولی است
هر که در خاطرش اندیشه مرهم گذرد
محتشم را دم آخر چو رسیدی بر سر
آن قدر بر سر اوباش که از هم گذرد
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۱۷۷

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات گذرد، بس، سر، دم، روز، دل، رگ، جان، شب می باشند. محتشم کاشانی از کلمه گذرد ۸ بار ، بس ۳ بار ، سر ۳ بار ، دم ۳ بار ، روز ۲ بار ، دل ۲ بار ، رگ ۲ بار ، جان ۲ بار ، شب ۲ بار در غزل شمارهٔ ۱۷۷ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
گذرد 8
بس 3
سر 3
دم 3
روز 2
دل 2
رگ 2
جان 2
شب 2