غزل شمارهٔ ۱۷۲

این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
وین زلف عنبرینت آتش ز جان برآرد
هر بامداد خورشید از رشک خاک پایت
واخجلتا سرایان سر ز آسمان برآرد
یارب چه عشق داری کازرم کس ندارد
آن را که آشنا شد از خانمان برآرد
قصد لب تو کردم زلف تو گفت هی هی
از هجر غافلی که دمار از جهان برآرد
در زلف تو فروشد کار دل جهانی
لب را اشارتی کن تا کارشان برآرد
ای هجر مردمی کن، پای از میان برون نه
تا وصل بی‌تکلف دست از میان برآرد
خاقانی این بگفت و بست از سخن زبان را
تا ناگهی نیاید کز تو فغان برآرد
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۱۷۲

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات برآرد، زلف، هجر، عشق، جهان، لب، هی می باشند. خاقانی از کلمه برآرد ۸ بار ، زلف ۳ بار ، هجر ۲ بار ، عشق ۲ بار ، جهان ۲ بار ، لب ۲ بار ، هی ۲ بار در غزل شمارهٔ ۱۷۲ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
برآرد 8
زلف 3
هجر 2
عشق 2
جهان 2
لب 2
هی 2