غزل شمارهٔ ۱

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را
از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی
تا پیام طایر هم آشیان آرم تو را
من خموشم حال من می‌پرسی ای همدم که باز
نالم و از نالهٔ خود در فغان آرم تو را
شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه من
تا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را
ناله بی‌تاثیر و افغان بی‌اثر چون زین دو من
بر سر مهر ای مه نامهربان آرم تو را
گر نیارم بر زبان از غیر حرفی چون کنم
تا به حرف ای دلبر نامهربان آرم تو را
در بهار از من مرنج ای باغبان گاهی اگر
یاد از بی برگی فصل خزان آرم تو را
خامشی از قصهٔ عشق بتان هاتف چرا
باز خواهم بر سر این داستان آرم تو را
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۱

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات آرم، باز، سر، نامهربان، جان می باشند. هاتف اصفهانی از کلمه آرم ۹ بار ، باز ۲ بار ، سر ۲ بار ، نامهربان ۲ بار ، جان ۲ بار در غزل شمارهٔ ۱ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
آرم 9
باز 2
سر 2
نامهربان 2
جان 2