غزل شمارهٔ ۷۵۱

ای خدا این درد را درمان مکن
عاشقانرا بیسرو سامان مکن
درد عشق تو دوای جان ماست
جز بدردت درد ما درمان مکن
از غم خود جان ما را تازه دار
جز بغم دلهای ما شادان مکن
خان و مان ما غم تو بس بود
خان مانی بهر بی‌سامان مکن
زاب دیده باغ دل سر سبزدار
چشمهٔ این باغ را ویران مکن
بادهٔ عشقت زمستان وامگیر
مست را مخمور و سر گران مکن
از «سقا هم ربهم» جامی بده
تشنه را ممنوع از احسان مکن
شربت وصلت ز بیماران عشق
وامگیر و خسته را بیجان مکن
رشتهٔ جانرا بعشق خود ببند
جان ما جز در غمت نالان مکن
مستمر دار آن عنایتهای شب
روز وصل فیض را هجران مکن
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۷۵۱

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات مکن، جان، درد، وامگیر، غم، دار، باغ، سر، عشق، درمان می باشند. فیض کاشانی از کلمه مکن ۱۱ بار ، جان ۳ بار ، درد ۳ بار ، وامگیر ۲ بار ، غم ۲ بار ، دار ۲ بار ، باغ ۲ بار ، سر ۲ بار ، عشق ۲ بار ، درمان ۲ بار در غزل شمارهٔ ۷۵۱ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
مکن 11
جان 3
درد 3
وامگیر 2
غم 2
دار 2
باغ 2
سر 2
عشق 2
درمان 2
خان 2