غزل شمارهٔ ۶۹۷

گر شود روزی شبی کان ماهرا مهمان کنیم
خویش را در مطبخ مهمانیش قربان کنیم
نیست ما را منزلی شایستهٔ او غیر دل
خانهٔ دلرا بشمع روی او تابان کنیم
نیست مقصد جز گداز عاشقان معشوق را
نزد او دلرا کباب و سینه را بریان کنیم
ما حضر باید که باشد بر مراد میهمان
هرچه او خواهد ز ما او را بآن مهمان کنیم
گر شرابی خواهد از ما خون دل پیش آوریم
آبی ار خواهد گوارا دیده را گریان کنیم
نیست ما را آب و نانی آب و نان ماست او
آب گردیم از خجالت گر حدیث نان کنیم
جان نباشد قابل آن تا نثار او شود
دل شود از غصه خون کر ما حدیث جان کنیم
نیست حد ما که اندازیم سر در پاش فیض
چون غبار ره شود در راه او افشان کنیم
بررسی آماری غزل شمارهٔ ۶۹۷

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات دل، آب، مهمان، خون، نان، دلرا، حدیث، جان می باشند. فیض کاشانی از کلمه دل ۳ بار ، آب ۳ بار ، مهمان ۲ بار ، خون ۲ بار ، نان ۲ بار ، دلرا ۲ بار ، حدیث ۲ بار ، جان ۲ بار در غزل شمارهٔ ۶۹۷ استفاده کرده است.

کلمه تکرار
دل 3
آب 3
مهمان 2
خون 2
نان 2
دلرا 2
حدیث 2
جان 2