الحکایة و التمثیل

عطار / مصیبت نامه / بخش دهم

گشت مجنون هر زمان شوریدهتر
همچنان در کوی لیلی شد مگر
هرچه را در کوی لیلی دید او
بوسه بر میداد و میبوسید او
گه در و دیوار در بر میگرفت
گاه راه از پای تا سر میگرفت
نعره میزد در میان کوی خوش
خاک میافشاند از هر سوی خوش
روز دیگر آن یکی گفتش که دوش
از چه کردی آن همه بانگ و خروش
هیچ دیوار و دری نگذاشتی
میگرفتی در بر و میداشتی
هیچ از در کار برنگشایدت
هیچ ازدیوار در نگشایدت
کرد مجنون یاد سوگندی عظیم
گفت تا در کوی او گشتم مقیم
من ندیدم در میان کوی او
بر در و دیوار الا روی او
بوسه گر بر در زنم لیلی بود
خاک اگر بر سر کنم لیلی بود
چون همه لیلی بود در کوی او
کوی لیلی نبودم جز روی او
هر زمانی صد بصر میبایدت
هر بصر را صد نظر میبایدت
تا بدان هر یک نگاهی میکنی
صد تماشای الهی میکنی
دل که دارد این نظر اندک قدر
مینیاساید زمانی از نظر
گر بجای یک نظر بودی هزار
آن هزاران دیده بودی غرق کار
بررسی آماری الحکایة و التمثیل

بیشترین کلمات استفاده شده از لحاظ آماری کلمات کوی، لیلی، نظر، دیوار، زمانی، خاک، خوش، بصر، میبایدت، بودی می باشند. عطار از کلمه کوی ۷ بار ، لیلی ۶ بار ، نظر ۴ بار ، دیوار ۳ بار ، زمانی ۲ بار ، خاک ۲ بار ، خوش ۲ بار ، بصر ۲ بار ، میبایدت ۲ بار ، بودی ۲ بار در الحکایة و التمثیل استفاده کرده است.

کلمه تکرار
کوی 7
لیلی 6
نظر 4
دیوار 3
زمانی 2
خاک 2
خوش 2
بصر 2
میبایدت 2
بودی 2
کار 2
مجنون 2
بوسه 2
سر 2
میگرفت 2